فرش پولادين ( فرش افشار)

    

 

 

 

قادر قوچاني

استاد راهنما:

ناشر:نقش و فرش

تاریخ نشر:(21/تير/1385)

 

 

 

در سال 1382 گزارشی از فرش مهاباد برای " انجمن پژوهشگران و هنرمندان " ارسال شد که امضای مدیرعامل وقت فرش استان مهاباد آقاي قادر قوچاني را داشت. بدیهی است از اینکه کاری در مورد بسیاری از این نامه ها و گلایه ها و یا بعضاً گزارشهای دلسوزانه ای که بدست ما می رسد( تعداد انها کم نیست ) نمی توانیم انجام دهیم سخت شرمنده ایم تنها امکان ما قلمی است و صفحه کاغذی و گاهي تريبوني که در حد امکان مسایل مربوط به فرشهای مناطق مختلف کشور را مطرح می کنیم.

در گزارش ارایه شده ضمن اشاره به مشکلات فرش دستباف منطقه که علیرغم گذشت حدود سه سال احتمالاً تغییری محتوایی نکرده و مشابه همان کیفیتی است که در فرش سایر مناطق کشور به چشم می خورد، پیشنهادها و نظریات مفیدی نیز ارایه شده که ناشی از آگاهی و تجربه گزارشگر است.

به بخشهایی از گزارش که با شعر کردن زیر آغاز می شود توجه کنیم.

ده مست و كه ركيتي كچي ناز داري هه و شادي نه با

اگر دست و كركيت ( شانه ) دختر زيباي افشار اگر نبود                        چگونه شهر و بازار سنندج به قالي مي رسيد

در سطح شهرستان مهاباد حدوداً 5000 نفر قالیباف در 192 روستا و شهرستان استان به این صفت مشغولند.تعاونی استان در سال 1374 تاسیس شده و در تاریخ ارایه گزارش حدود 650 خانواده روستایی را در 192 روستای شهرستان به خصوص بخش محروم خلیفان و بخش شهر ویران را تحت پوشش داشته و یکی از تعاونیهای موفق استان آذربایجان غربی بوده است.

با اشاره به اینکه 95 درصد فرش ایران ( منطقه ) در منازل مسکونی تولید می شود و با توجه به اینکه در مناطق کردنشین به خصوص در جنوب استان آذربایجان غربی در شهرستانهای مهاباد ، بوكان ،پیرانشهر،اشنويه ، سردشت،صائين دره و تکاب به علت عدم وجود کارخانجات و نبود سرمایه گذاری مناسب در این مناطق بافت فرش همواره به عنوان یک اشتغال مهم و مکمل درآمد خانواده در کاهش فقر و افزایش درآمد سرانه واجد ارزش بوده است.

مردمان فقیر و بیکار شهری در صورت عدم فروش فرش به طور خانوادگی به کوره های آجرپزی در سخت ترین شرایط و گرمای شدید تابستان به شهرهای همدان و ملایر و تاکستان و تهران میروند.در سالهای گذشته شاهد آن بودیم که در تقسیم اعتبارات ظلم بسیار شد و سهم این شهرستان در فاصله سالهای 80-77 نسبت به شهرستانهایی مانند خوی و ارومیه و میاندوآب و غیره بسیار نازل در نظر گرفته شد و از سوی دیگر علیرغم شهرتی که فرش زیبا و بادوام افشار بنام فرش بولادین تکاب در جهان دارد در نمایشگاه بین المللی حتی یک متر فرش تکاب عرضه نشد.

آقای محمد قوچانی علل عدم فروش و رکود فرش ایران را ( در حال حاضر ) دلایل زیر به شمار آورده اند.

1- استفاده از مواد نامرغوب درجه 2 و 3 و پشم دباغی

2- رکورد بازار جهانی

3- عدم مدیریت و برنامه ریزی در تولید و صادرات و پیشنهاد جلوگیری از صادرات فرش نامرغوب و استفاده از شناسنامه کیفی

4- توجه به رقبایی نظیر چین و پاکستان

5- سیاستگزاری و ایجاد سازمان واحد

6- کاهش تولید ( که در آن تولید براساس نیاز روز بازار و ذوق و سلیقه مشتری و از همه مهمتر سفارش بافی پیشنهاد شده است ) و در نهایت پیشنهاد کرده اند بهتر ببافیم و گرانتر بفروشیم.

7- آموزش

در بحث بهره وری نیز ایشان به محورهایی نظیر کار- سرمایه-مواد اولیه و تکنولوژی و دقت در بافت اشاره کرده اند عامل کار در بهره وری به نیروی انسانی برمیگردد که یکی از مهم ترین عوامل تولید است ( و باید بتوانیم از تجهیزات پیشرفته استفاده مطلوب بنمائیم )

در بخش مواد اولیه اشاره شده است که معمولاً ارزش یک مترمربع فرش دستباف با توجه به قیمت مواد اولیه و کار نیروی انسانی بستگی دارد که مواد اولیه مرغوب و درجه ارزش فرش را کاهش خواهد داد.

با اشاره به دو موضوع مهم بهداشتی کردن کارگاههای قالیبافی و بیمه درمانی قالیبافان در راهکارهایی که تحت عناوین مدیریت واحد تولید- آموزش-برنامه ریزی بازاریابی- بالا بردن کیفیت- بکار گیری نیروی انسانی اهل فن و با تجربه و تامین اعتبارات کافی و ایجاد محل فروش فرش تبدیل شده بخش دولتی به خصوصی.

در گزارش ضمن پیشنهاد تبدیل شدن بخش دولتی به بخش خصوصی سئوالات جالبی طرح شده است که ذکر آنها را بی مناسبت نمی دانیم.

1- قبل از کنار کشیدن دولت از امر تصدی گری آیا دولت برای بدهیها و سررسیدهای معوقه قالیبافی با توجه به رکود شدید بازارهای فروش فکری کرده است ( ظاهر بخشی از بدهیهای قالیبافان بخشوده شده است )

2- آیا بخش های دولتی تجربیات و برنامه های اجرایی خود را در زمینه های تولیدی و بازرگانی به عنوان راهکارها در اختیار بخش خصوصی قرار داده است؟

3- آیا مشکلات کنونی فرش دستباف که ناشی از عدم برنامه ریزی و سیاستگزاریهای کلان و نامتناسب با واقعیتهای داخلی و خارجی بوده با کنار کشیدن دولت مرتفع خواهد شد.

4- آیا بستر زمینه رشد و ترقی و پیشرفت صنعت فرش و به طور کلی دست اندرکاران و یا شرکتهای تعاونی و یا تشکلهای صنفی که قرار است به عنوان لنگر تعادلي بین برنامه ریزان و تولیدکنندگان عمل کند آماده گردیده است؟

5- آیا در شرایط و وضعیت کنونی و نابسامان اقتصادی می توان بار کج بازاریابی و فروش و صادرات و تولید را با هم و سالم به مقصد رساند.

6- آیا دست اندرکاران بخش دولت ( دولتی ) کار رسانه های مناسب را برای وظایف انجام شده و یا به عبارتی تعطیل شده ی قبلی خود را پیش بینی و برای آن برنامه ریزی نموده اند؟

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 18:51 توسط (....) |